مرتضى مطهرى
129
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
1 جامعه و فرد خلاصهاى از بحث فصل بعد را كه فصل دوم است عرض مىكنم . بحثى دارد تحت عنوان « جامعه و فرد » . در اينجا مسائل زيادى بحث مىشود . يك مسئله اين است كه آيا جامعه اصل است و فرد فرع ، يا به عكس فرد اصل است و جامعه فرع ؟ ( البته اينها كلمهء اصل و فرع را به كار نمىبرند ، كلمهء ديگرى تعبير مىكنند ولى من مطلبش را عرض مىكنم . ) آيا جامعه فرد را مىسازد يا فرد جامعه را مىسازد ؟ اگر بگوييم فرد جامعه را مىسازد پس فرد يك پديدهء طبيعى است ، يعنى فرد ساخته شدهء طبيعت است و جامعه ساخته شدهء فرد ، يعنى شخصيت فرد قبلًا در طبيعت ساخته مىشود و جامعه - شخصيتى داشته باشد يا نداشته باشد - محصول افراد است كه افراد در طبيعت ساخته شدهاند . عكس قضيه اين است كه جامعه اصل است و فرد فرع ، يعنى جامعه سازندهء فرد است نه فرد سازندهء جامعه . فرد از آن جهت كه ساختهء طبيعت است يك شخص هست ولى يك شخصيت نيست . از اين جهت او فقط يك حيوان است ، يعنى طبيعت فقط يك حيوان خلق مىكند مثل حيوانهاى ديگر . ولى فرد به اعتبار شخصيتش يعنى به اعتبار علم و دانشش ، زبانش و به اعتبار فرهنگش فرد است . اگر شما از يك فرد انسان مكتسباتش از جامعه را بگيريد ( اين فردى كه در آنجا نشسته يك زبان مىداند ، يك سلسله افكار دارد ، يك سلسله قضاوتها دارد ، يك سلسله احساسات دارد ، اگر اينها را از او بگيريد ) چه باقى مىماند ؟ فقط يك تن باقى مىماند ، يعنى يك جسم و يك اندام . شك ندارد كه اين جسم و اندام مخلوق طبيعت است نه جامعه ، ولى شخصيت فرد ( يعنى اينكه اين شخص الآن يك « منِ » خاص و يك شخصيت خاص دارد ) يك پديدهء اجتماعى است . شخصيت فرد پديدهء اجتماعى است ، يعنى ساختهء جامعه است .